فرهنگی, مقالات

یک نامه‌ عاشقانه به نسلی از فوتبالیست‌ها

0

تبلیغات بنری

طبق مجله اکونومیست ایران ؛ این روزنامه نگار در یک پست وبلاگ با عنوان “خون در دروازه” و میراث تاریک جام جهانی نوشت ، به گفته رایس ریچاردز: “فوتبال فقط از روزهای تولد خود ورزش نبود (اواخر قرن نوزدهم) ؛ این بازی زیبا به سرعت به قلب هویت و درگیری های سیاسی رسید. کاتولیک ها) و برای استفاده از دیکتاتورهایی مانند موسولینی و رژیم نازی در آلمان رویدادهایی مانند جام جهانی و بازی های المپیک 1988. مشروعیت ، همچنین به ابزاری خطرناک که امروزه به عنوان “دین” یاد می شود ، تبدیل می شود. من از این موضوع ناامید شده ام [فوتبال] این بسیار مهمتر از این است. “خون در دروازه: جام جهانی دیکتاتوری” توسط Rhys Richards ، ترجمه سعید ماتین در انتشار حسن ، بررسی دقیق یک فاجعه اجتماعی و سیاسی است که در ورزش ورزش پنهان مانده است. این کار گزارشی از جام جهانی ، آرژانتین است ، جایی که فوتبال ، بی رحمانه ، ابزارهای یک رژیم نظامی برای پنهان کردن جنایات خود در سایه “لباسشویی ورزشی” شد. در این کتاب ، ریچاردز نشان می دهد که چگونه آرژانتین پیروز ماند. به عنوان “زنجیره سنگین” روی گردن قهرمانان خود و یک نقطه نامعین در تاریخ فوتبال.

مواجهه با دو رویا: Passarla و Wedela

شاید فیلم آرژانتینی بهترین ورود به جو دهه هفتاد و هشتاد باشد که آرژانتین تجربه کرده و حکومت نظامی را تجربه کرده است. این فیلم به کارگردانی سانتیاگو میتر ، برنده جوایز مهم مانند جایزه فیلم جهانی طلایی گلدن جهانی و جایزه ملی بررسی فیلم (در سال دوم) ، این فیلم تصویری واضح از آرژانتین و ورود آن به دموکراسی از طریق مبارزات پرشور مردم و تیم حقوقی است. این فیلم “روایتی پر جنب و جوش و جذاب از محاکمه ستمگران” است که سعی در افشای حقیقت برهنه دارد. این کار ما را به فضای آن سالهای تاریک سوق می دهد. جایی که ، در سایه ترور ، بزرگترین رویداد ورزشی در جهان اتفاق افتاد.

6 ژوئن – استادیوم یادبود در بوینوس آیرس. ژنرال خورخه ویدلا ، رهبر نظامی ، جام جهانی فوتبال را به دانیل پاسارلا ، کاپیتان آرژانتین اهدا می کند. این شب یک شب مشخص در زندگی این دو مرد بود که رویاهای مخالف خود را به واقعیت تبدیل کردند. برای Waidela ، این پیروزی یک قانون نظامی تحریف شده را قانونی کرد. اما برای باسارلا ، این یک پیروزی برای مردم بود. برای کسانی که حضور داشتند و به راحتی می توانستند خود را در اردوگاه های کار اجباری پیدا کنند. اردوگاه هایی که مشهورترین آنها در نزدیکی صدای شاد بود که از استادیوم رودخانه پلاک ناشی می شد.

ریچاردز به یاد می آورد که این مسابقات در وسط “جنگ کثیف” برگزار شد. جایی که آدم ربایی ، شکنجه و قتل با نسبت های صنعتی صورت گرفت. دولت راستگرا و راستگرا وادیلا مسئول قتل و ناپدید شدن بین پانزده تا سی هزار شهروند آرژانتینی ، فعالان سیاسی و مخالفان چپ بود. زندانیان در بازداشتگاه ها شکنجه شدند و دشمنان سیاسی در “پرواز” به ریو دو لا پلاتا پرتاب شدند.

فوتبال به عنوان ابزاری برای تبلیغات

در این کتاب ، رایس ریچاردز تأکید می کند که این داستان نه تنها مربوط به سیاستمداران و فوتبالیست ها بلکه در مورد مردم است: تبعیدان آرژانتین ، دو کمدین هلندی و “مل مل”. گونه های زرق و برق دار تضادی جالب با صدای ماشین آلات نظامی بود که دو سال پیش در خیابان ها حاکم بود. برگزاری جام جهانی در آرژانتین فرصتی برای رژیم نظامی بود تا ثبات و پیشرفت خود را در صحنه جهانی گسترش دهد. علی رغم بی احترامی شخصی وی به فوتبال ، ویدلا یک تمرین کننده قوی بود و این مسابقات را فرصتی عالی برای متحد کردن کشور می دید.

برای رژیم ، فوتبال نمادی از ظهور آرژانتین به وضعیت قدرت جهانی بود. از حامیان انتظار می رفت که از کمپین میزبانی کاملاً پشتیبانی کنند. خوان ژرمن ، وزیر سابق دارایی و منتقد هزینه های بالای جام جهانی ، برای انتقادات خود قیمت سنگینی پرداخت کرد. در طول مسابقه بدنام آرژانتین مقابل پرو ، وی در معرض انفجار بمب در خانه خود قرار گرفت ، پیامی که نباید از جام جهانی انتقاد کرد.

در داخل کشور ، جام جهانی محبوب ترین بود. دیدگاه Wedela از یک آرژانتینی متحد یک گل رز خالی بود ، به شرط آنکه ساللاد موفق شود. حتی مونتونوس ، مبارزان مخالف ، از تیم ملی نیز حمایت کردند ، زیرا خصومت با تیم ملی محبوب به خودکشی ایدئولوژیک متناسب بود.

کلودیو تامبرینی ، دروازه بان سابق فعالیت های سیاسی در جام جهانی می گوید: “ورزش باعث می شود که اعدام کنندگان و اعدام شده پس از رسیدن گل ، یکدیگر را در آغوش بگیرند.” “در طول جام جهانی ، آرژانتینی ها قضاوت سیاسی انتقادی را با اشتیاق ورزشی جایگزین کردند.” اگرچه او فاقد تنهایی بود. همانطور که آدولفو پرز Sciul ابراز تاسف می کند ، “سپس آنها برگشتند و ما را شکنجه کردند.”

وقفه زندانیان و اعدام کنندگان در این مسابقات موفقیت استراتژی دولت را نشان داد که 5 دقیقه در کل کشور متحد شد. یک نمونه نگران کننده مربوط به کاپیتان آکوستا ، با نام مستعار “Altigra” است که گفته می شود در جشن های پیروزی نهایی در بوینوس آیرس زندانی شده است. مقایسه چشمگیر بین بدبختی زنان و شادی های موقت شهروندانشان.

گریه های روسری های سفید و “خون در دروازه”

فرصتی که توسط شیشه بزرگنمایی جهانی ارائه شده توسط مخالفان از دست نرفت. در حالی که دولت در سکوت مطلق تأسیس شد ، مادران روسری شطرنجی مائو با تظاهرات هفتگی خود به سمبل مقاومت داخلی تبدیل شدند. حضور شجاعانه آرژانتین (2) نیز با وضوح وحشتناک به تصویر کشیده شد. در همین زمان ، تبعیدان آرژانتین در اروپا موفق به افزایش آگاهی از جنایات حکومت نظامی شدند. سوالدو بایر ، که به آلمان گریخت ، به گسترش اولین گزارش های مربوط به نقض حقوق بشر در آرژانتین کمک کرد.

کوپا (جام جهانی آرژانتین) ، یک سازمان مستقر در پاریس ، فعالیت های بین المللی را مدیریت کرد. دولت نظامی در آرژانتین آنقدر نگران بود که یک دفتر ضد پروپاگاندا در پاریس برای مبارزه با کوبا تأسیس کرد.

تیمی که بیشترین فشار را بر تحریم به همراه داشت ، هلند بود. کمپین تحریم هلندی توسط Varek de Jong و Bram Vermeulen ، دو کمدی که در یک کلوپ شبانه به نام “خون در دروازه” گشت و گذار کردند ، هدایت شد. هدف آنها قرار دادن دولت آرژانتین در مرکز توجه بین المللی بود. با این حال ، کمپین تحریم موفقیت آمیز نبود. فیفا ، علاقه مند به دور نگه داشتن رقبا از وضعیت سیاسی آرژانتین ، بازیکنان را از رفتن به فعالیت های سیاسی مانند میدان مایو و صحبت با مادران ناپدید شده ممنوع کرد.

پیروزی با ننگ

2 پایانی از ابتدا مورد بحث و جدال قرار گرفته است. تیم میزبان با تأخیر در شروع مسابقه و مشروعیت بخشیدن به گچ کاری مچ دست وینگر هلندی ، فضایی خصمانه ایجاد کرد. با پیروزی در آرژانتین در وقت اضافی ، معضل اخلاقی دیکتاتور برای بازیکنان هلندی اتفاق نیفتاد ، با وجود اینکه ادعا می کرد که آنها از Wedela این جام را کسب کرده اند.

اما ریچاردز به وضوح بیان می کند که این پیروزی “همیشه به عنوان جام جهانی دیکتاتوری تلقی می شود”. در حالی که ماریو اردو می کند که با حرکات ریتمیک به ثمر می رسد و موهای خود را رها می کند ، یکی از لحظات نمادین جام جهانی است ، و پوسترهای زیادی وجود دارند که حاوی نوارهای کاغذی از استادیوم هستند ، اما شاید آنچه ما به یاد نمی آوریم به همان اندازه نوار سیاه در زیر گروه های دروازه است. گفته شد که آرژانتین این نوارها را به یاد می آورد. ریچاردز می نویسد: “مانند کشف معنای پنهان در یک اثر هنری ، دیگر نمی توانید آن را نادیده بگیرید.” “یادآوری نمادین که در حالی که سیاست در ورزش وجود دارد ، اما به دروازه نیز می چسبد.”

میراث تلخ و مقایسه با امروز

Rhys Richards به درستی خاطرنشان می کند که آرژانتین به دلایل زیادی به ویژه در کشورهای خاورمیانه که سایه سیاست و ایدئولوژی به شدت در فوتبال وزن دارد ، امروز طنین انداز است. او به یاد می آورد که ، “پنج سال بعد ، آشتی ناخوشایند و مخلوط پول ، قدرت ، ریاکاری ، فساد و نقض حقوق بشر از جام جهانی قطر مهم نیست.” با این حال ، در آرژانتین ، مادران Plaza de Mayo حداقل در راهپیمایی های شجاعانه هفتگی خود قابل مشاهده بودند. اما در جام جهانی ، صدای مادران کارگران مهاجر که درگذشت ، بندرت شنیده می شود.

با گذشت زمان ، بسیاری از اعضای تیم ملی پذیرفتند که در جامعه آرژانتین ، از آنجا که دیگو مارادونا تیم افسانه ای و قهرمان بود ، آنها غیرقابل انکار بودند. تفاوت اصلی این است که مارادونا ، در مبهم معروف به “دست خدا” برای انگلیس در اوج تنش های پس از جنگ بین مالویناس و فالکلند ، پیروزی فوتبال را به شدت به احساسات میهن پرستانه مردم پیوند داد ، در حالی که پیروزی این تیم تحت الشعاع دیکتاتوری قرار گرفت. ماریو اردوگاه ها ، بهترین گلزن جام جهانی ، گفت که آنها در دوره تاریک کشور خود قهرمان شده اند ، اما از ارتباط آنها با دیکتاتوری ناراحت بودند: “ما پیراهن آلبی (آبی و سفید) را پوشیدیم ، نه لباس نظامی سبز.” لئوپولدو لوک ، گلزن بسیار مهم مقابل پرو در مرحله گروهی ، همچنین تأیید کرد که این تیم هیچ ارتباطی با ارتش ندارد. عدم علاقه رژیم به مرگ برادرش در طول مسابقات ، گواه این ادعا است. سرانجام ، این پیروزی به “زنجیره ای سنگین در اطراف گردن” تیم تبدیل شد. بازیکنان و سایر بازیکنان تورنمنت به عنوان همکار ، قرص های مواد شوینده دیده می شدند که این سیستم “لباسشویی ورزشی” خود را انجام می داد.

“خون در دروازه” یک پیام عاشقانه برای نسلی از فوتبالیست ها است که دستاوردهای آنها این واقعیت را تحت الشعاع قرار داده است که برخی از چیزها مهمتر از ورزش هستند. این کتاب نه تنها اردوگاه ها ، Passarella و Burton را از سایه های دیکتاتوری نجات می دهد ، بلکه به ما یادآوری می کند که این کار را انجام دهیم تا فوتبال با وجود همه سوء استفاده های زشت ، تجاری ، ریاکاری و مداوم ، وسیله ای از امید باشد. ریچاردز از طریق روزنامه نگاری خود مراقب است که جادوی شگفت انگیز فوتبال آرژانتین را از دست ندهد ، اما مهمتر از همه ، همدردی او با مادران پلازا د مایو است. این کار یک تعامل جدی با “جنگ کثیف” است که سزاوار قفسه برتر تاریخ فوتبال است.

تبلیغات بنری

منبع : خبرگزاری iraneconomist

در باره نویسنده / 

تانیا

ارسال پاسخ

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید

لینک های مفید

درباره ما

مجله اینترنتی تانیا یکی از منابع معتبر و جامع در عرصه اطلاع‌رسانی و آموزش در زمینه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و علمی به شمار می‌آید. این مجله با هدف ارتقاء آگاهی عمومی و ارائه محتوای با کیفیت، به انتشار مقالات، تحلیل‌ها و بررسی‌های کارشناسی می‌پردازد. تانیا با بهره‌ گیری از نویسندگان متخصص و پژوهشگران برجسته، محتوای خود را به‌ روز و جذاب نگه‌ داشته و فضایی مناسب برای تبادل نظر و اندیشه‌ های نو فراهم آورده است.